وضعیت جوانان ایرانی در امپراتوری ممنوعیت‌ها

سرگرمی
25
0
sample-ad

بخشی از بلاتکلیفی و سرگردانی هویتی جوانان به زندگی در جامعه‌ای باز می‌گردد که نه تنها به امپراتوری

ممنوعیت‌ها تبدیل شده که افق‌های روشنی هم در برابر جوانان خود قرار نمی‌دهد.بخشی از بلاتکلیفی و سرگردانی هویتی جوانان

به زندگی در جامعه‌ای باز می‌گردد که نه تنها به امپراتوری ممنوعیت‌ها تبدیل شده که افق‌های روشنی

هم در برابر جوانان خود قرار نمی‌دهد.برای درک بهتر این‌که هر جامعه‌ای چگونه به آینده خود می‌اندیشد و برای آن آماده می‌شود،

باید به سراغ سیاست‌ها و رویکرد آن کشور در مورد نسل جوان رفت.

آن‌چه در ایران بر جوانان می‌گذرد، وجود کودکان کار، دخترانی که در سن کودکی مجبور به ازدواج می‌شوند

و چندوچون برخورد حکومت با آموزش و مسائل جوانان آینه تمام‌نمای افق‌هایی

است که جمهوری اسلامی در برابر جامعه ایران قرار داده است.

کودکان کار یا بردگی جدید

مرگ دلخراش دو نوجوان مریوانی که به‌خاطر تنگدستی خانواده به‌ناچار به کولبری روی آورده بودند،

بار دیگر موضوع کودکان کار در ایران و شرایط ظالمانه آن‌ها را به‌طور گسترده در جامعه مطرح کرد.

امروز از هر چهار نوجوان در سن آموزش، یک نفر یا هیچ‌گاه به مدرسه راه پیدا نمی‌کند و یا پیش از پایان دوره متوسطه،

بدون کسب مهارت‌های لازم حرفه‌ای، از نظام آموزشی خارج می‌شود.

رها کردن مدرسه و درس یکی از اشکال مهم نابرابری‌های گوناگون آموزشی و تبعیض آشکاری است که

نسل جوان جامعه ایران آن را زندگی می‌کند. بخشی از این نوجوانان به‌ناچار و از همان سنین پایین سر از

بازار کار در می‌آورند و، به دلیل نداشتن مهارت‌های لازم و نیز ضعف قوانین، سخت‌ترین و غیرانسانی‌ترین شرایط کاری را تحمل می‌کنند.

سخن از یک‌ونیم میلیون دختر و پسر نوجوان و جوانی است که در خیابان و مزرعه و در کارگاه‌ها و مراکز تولیدی و خدماتی با دستمزد ناچیز گاه به کارهای سخت تن می‌دهند.

sample-ad