نظام آموزشی پُرتبعیض در ایران

sample-ad

آسیب‌ها به کودکان کار و نوجوانان بازمانده از تحصیل و یا دختران خردسالی که به جای کلاس درس

به خانه شوهر فرستاده می‌شوند فرو کاسته نمی‌شوند. کسانی که در نظام آموزشی می‌مانند

هم به نوعی دیگر قربانی گفتمان آموزشی و کتاب‌های درسی، محتوای خسته‌کننده و بی‌ارتباط با دنیای

امروزی جوانان و بیگانگی با نیازهای فرهنگی آن‌ها هستند.تحمیل یک دین دولتی به نظام آموزشی و اختصاص دادن

حدود ۲۵ درصد زمان آموزشی به تبلیغات دینی و سیاسی، تبعیض آشکاری است علیه اقلیت‌های

رسمی و پنهان مذهبی و علیه کسانی که با دین حکومتی به روایت نظام آموزشی ناسازگارند و یا با دین

و دینداری میانه خوشی ندارند.همه این گروه‌ها ناچارند در فعالیت‌های آموزشی اجباری دین تحمیلی را تحمل کنند

بدون آن که کسی از آن‌ها پرسیده باشد آیا با چنین معنویتِ عبوس و شست‌وشوی مغزی دینی موافق‌اند یا نه.

خشونت علیه کودکان

این خشونت نهادی روزمره نظام آموزشی علیه میلیون‌ها جوانی که به مدرسه و دانشگاه می‌روند، سبب می‌شود

رابطه فرد با اخلاق و معنویت و هر آن‌چه به دین و حکومت دینی و دینداری پیوند دارد آسیب‌زا و پرتنش باشد.

حضور حداکثری دینِ عبوس و سختگیر حکومتی همراه است با مجموعه‌ای از ممنوعیت‌ها،

اگر و مگرها و محدودیت‌ها در درون فضای‌های آموزشی و در جامعه که جوانی کردن را دشوار و پرتنش می‌سازند.

در مدارس از هنر، رقص، شادی، موسیقی و دیگر فعالیت‌های هنری و فرهنگی خبری نیست و جوانان

ناچارند هنر و فرهنگی را که به مذاق مسئولان خوش نمی‌آید، دور از چشمان نهادهای نظارتی تجربه کنند.

وجود فرهنگ زیرزمینی و نیمه‌پنهان جوانان نشانه آشکار جنگی فرهنگی است که در بطن جامعه ایران در جریان است.

حتی تفریح ساده‌ای مانند رفتن به ورزشگاه دختران هم به موضوع درگیری چند ده ساله میان آن‌ها و مسئولان تبدیل شده بود و فقط فشارهای فیفا آن‌ها را مجبور به عقب‌نشینیِ حداقلی در زمینه‌ای کرد که عادی‌ترین سرگرمی برای دختران و پسران در همه‌جای دنیاست.

sample-ad